تبلیغات
ابزار و قالب وبلاگبیست تولزکد لوگوهای سه گوشه
...زیباست

خدا خالق زیبایی...


نویسنده :panix
تاریخ:دوشنبه 25 مهر 1390-11:01 ق.ظ

خوش آمدید

 

 

 

I give thanks that I am supreme wisdom, love, and power

خدا را شکر می کنم که من خرد،عشق و قدرت محض هستم.

دوستان سلام و خوش آمدید

مر30 از حضورتون ، امیدوارم از مطالب وبلاگم خوشتون بیاد و استفاده ببرید

نظر !! لطفا !! 





نویسنده :panix
تاریخ:دوشنبه 29 اسفند 1390-02:59 ب.ظ

سال نو مبارک

فرهنگ خاص را می‌توان میراث اجتماعی جامعه مشخصی دانست که مربوط به محدوده جغرافیایی یا ایدئولوژیک معینی است بعنوان مثال فرهنگ ایرانی یا فرهنگ اسلامی را می‌توان نام برد. که اولی مربوط به محدوده جغرافیای خاص «فلات ایران است) و محدوده‌ای بمراتب فراتر از سرزمینی خاص دارد . بعبارت دیگر کلیه سرزمینهای اسلامی را شامل می‌گردد.

"فرهنگ تشیع" نیز با وجود آنکه عمدتاً مربوط به محدوده جغرافیایی خاصی «ایران) می‌شود ولی فراتر از این محدوده گسترش یافته و مناطق دیگری را نیز در بر می‌گیرد.

فرهنگهای کشورهای مختلف متفاوتند و هر کدام از ویژگیهای خاصی برخوردارند ولی در عین حال ویژگیهای فرهنگی عام بشری را در هر نقطه‌ای که انسان زندگی می‌کند و با هر درجه از رشد و توسعه که باشد, بعنوان میراث مشترک انسان می‌توان مشاهده نمود.

دوستای گلم قدر فرهنگ غنی کشورمون رو بدونید و هرجای دنیا ازش دفاع کنید و عیدنوروز که جزء آداب دیرینه مون هست  رو با دید بازتری بهش نگاه کنید

وهرچی ناراحتی و غصه و کینه ... دارید تو سال 90 بزارید و با قلبی روشن سال جدید رو شروع کنید

مراقب خوبی هاتون باشید .

جدیدترین کارت پستالهای سفارشی - طراحـــان

 

دوستای گلم من این روزا خیلی خیلی کار دارم و کمتر می تونم نت بیام، از همین جا می خوام منو ببخشید که نمی تونم بیام بهتون سربزنم.

دوست ندارم یه مطلب تکراری بزارم واسه تبریک عید

فقط بچه ها یه خواهش کوچولو دارم بیایید موقع سال تحویل برای همدیگه دعا کنیم، خدا کریمه دعای یکی گرفت و همه به آرزوهای قشنگشون رسیدن.

دنیاتون قشنگ و عیدتون مبارک امیدوارم سال خوبی رو شروع کنید.

    دوستدار همه ی دوستای گلم پانیکس





نویسنده :panix
تاریخ:پنجشنبه 6 بهمن 1390-12:00 ب.ظ

بدعت های ابلیس

قیاس

اولین قیاس کننده ابلیس بود، وقتی که گفت: مرا از آتش خلق کردی و آدم را از گل و بین خاک و آتش قیاس کرد. اگر

ابلیس نورانیت آدم را با نورانیت آتش قیاس می‌کرد، به امتیاز بین دو نور و برتری یکی بر دیگری پی می‌برد.


رقص و آواز

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: اول کسی که نوحه سرایی کرد و به رقص و آواز پرداخت، ابلیس بود. ابلیس

وقتی به آدم علیه السلام سجده نکرد و از درگاه الهی رانده شد، به نوحه سرایی و آه و فغان پرداخت و وقتی آدم علیه

السلام را با حیله و نیرنگ، تشویق به خوردن از درخت ممنوعه نمود و باعث اخراج وی از بهشت گردید، به ساز، آواز،

رقص، پایکوبی و ترانه سرایی پرداخت.

قسم دروغ

اولین کسی که به دروغ قسم خورد، ابلیس بود. در سوره الاعراف آیه 21 چنین می‌خوانیم:"و براى آنها سوگند یاد کرد

که من براى شما از خیرخواهانم‏."

پیامبر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: حضرت موسی از خدای تعالی در خواست کرد که با حضرت آدم، دیداری

داشته باشد، در هنگام دیدار، حضرت موسی گفت: خدای تعالی تو را با قدرت خود آفرید و از روح خود در تو دمید و

فرشتگان را فرمان به سجده‌ات داد و بهشت را ارزانی‌ات نمود و مقامی والا برای تو خواست. فقط تو را از یک درخت

منع کرد و تو نتوانستی صبر کنی و نفس خود را مهار کنی. فرمانبرداری ابلیس نمودی و از اوج بلندی و بهشت برین

فرود آمدی و همین نافرمانی‌ات، باعث محرومیت ما از بهشت و اخراجمان از آن شد.

حضرت آدم به او گفت: با پدرت با نرمی و مهربانی گفتگو کن! ای فرزند: گرفتاریهای این درخت را بسیار دیده‌ام. دشمن

من با مکر و حیله وسوسه‌ام کرد. و به خداوند سوگند یاد کرد که در مشورت با من به روش نصیحت کنندگان باشد و به

من گفت: ای آدم! آیا تو را به درخت جاودانگی و پادشاهی که زایل نمی‌شود، راهنمایی کنم. تو و همسرت از این

درخت بخورید و برای همیشه با من در بهشت باشید و سوگند دروغ، به ذات پروردگار یاد کرد که او از پند دهندگان

است.

ای موسی! تا آن روز خیال نمی‌کردم که کسی به دروغ به خدا سوگند یاد کند. لذا به سوگندش اطمینان کردم.

حسد

ابلیس اولین کسی بود که آتش حسدش شعله ور شد. از جنادة بن امیه نقل شده که اولین لغزش و اشتباهی که

روی داده حسد بود. ابلیس نسبت به آدم به خاطر آنکه مامور به سجده در برابر وی گشت، حسد ورزید و همین حسد

او را به نافرمانی و استکبار واداشت.

دوستای گلم امیدوارم ما جز بدعت گذارانی که زدن رو دست شیطون نباشیم

و دوست دارم نظرتون رو در مورد این که چقدر اعتقاد دارید که شیطان میتونه آدم رو منحرف کنه بهم بگید

لطفا.

                                                                  





نویسنده :panix
تاریخ:پنجشنبه 8 دی 1390-10:33 ق.ظ

اعترافات شیطان

مقدمه

شیطان در طی اعترافاتی که در محضر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله داشته بیست و دو گروه از امت آنحضرت را بیان داشته که از دست کارها و افکار و عقاید آنها همواره در رنج و عذاب بوده است که در این نوشتار فهرست وار به آنها اشاره می‌شود.
  • پیامبر
شیطان گفت: اولین و سخت ترین دشمن من شما هستی. پیامبر صلی الله علیه و آله از علت آن پرسید، در جواب گفت: چون در قیامت گناهکاران را شفاعت می‌کنی و زحمات مرا ضایع و امیدم را قطع می‌نمایی.
  • عالم عامل
عالمی که به علمش عمل کند، دشمن است من هم دشمن او هستم. پیامبر در این مورد فرمودند: عالم و دانشمندی که به علمش عمل کند، از هزار عابد برای شیطان خطرناک تر است.
  • حافظ و عامل قرآن
کسی که قرآن را فرا گرفته و حفظ نموده و به تمام دستورات و احکام آن عمل می‌کند، او دشمن من و من هم دشمن او هستم.
  • موذن
کسی که پنج وقت نماز، اذان بگوید و اقرار به شهادتین کند و مردم را از خواب بیدار و متوجه عبادت خدا و نماز نماید.
  • دوستان فقرا
آنها کسانی هستند که فقرا و مساکین را از یاد نمی‌برند، همیشه متوجه آنها و به فکر ایشان هستند. در همه جا و در هر شرایط از آنان دفاع می‌کنند و زندگی ایشان را تامین می‌کنند.
  • دوستان ایتام
کسانی که با یتیمان دوست و مهربان هستند و همچون پدر و مادر دلسوز با آنان رفتار می‌کنند تا یتیمی را احساس نکنند.
  • فرد مهربان
که دلسوز مردم است و در مقابل کوچک‌ترین ستمی که به یکی از بندگان خدا شود، ناراحت شده و از او دفاع می‌کند و دلداریش می‌دهد.
  • فرد ناصح
کسی که برای رضای خدا، مردم را نصیحت می‌کند و به جز رضایت الهی، چیزی در دل ندارد.
  • دائم الوضو
کسی که در تمام حالات با وضو باشد و اگر وضوی او باطل شده، فورا تجدید وضو نماید.
  • فرد بخشنده
کسی که مردم را در مالش شریک می‌کند و مقداری از دارایی‌اش را به محرومان جامعه می‌بخشد و به فکر ذخیره و جمع آوری مال نیست.
  • فرد خوش خلق
کسی که با همه با گشاده رویی رفتار می‌کند و با زبان و اعضایش افراد را آزار نمی‌رساند.
  • فرد قانع
کسی که در زندگی به کم دنیا و به آنچه خدا برایش مقرر فرموده راضی است.
  • پاک دامنان
زنان و مردانی که عفت داشته باشند؛ دامنشان آلوده به فحشا و فساد نشده و پوشش اسلامی را در همه جا حفظ کنند.
  • آمادگان مرگ
کسانی که همواره به فکر مرگ و آماده شدن برای آن هستند و هیچ وقت، آخرت را فراموش نمی‌کنند و همیشه برای اصلاح آن در تلاشند.
  • فروتنان
ایشان در برابر خدا و خلق او تواضع می‌کنند و خود را کوچک می‌پندارند.
  • جوان عابد
جوانی که عاشق دین است، شب زنده داری کرده، از بندگی خدا لذت می‌برد.
  • باز دارندگان نفس از حرام
کسی که نفس خود را از حرام باز دارد، کسانی که حلال و حرام الهی را رعایت کرده و اعضا و جوارح خود را به آن عادت نمی‌دهند.
  • خیر خواهان
کسانی که در نبود برادران مومن خود، دعای خیرشان می‌کنند، هر چیزی را که برای خود می‌پسندند، برای دریگران هم می‌پسندند و هر آنچه برای خود نمی‌پسندند، برای دیگران نیز نمی‌پسندند.
  • مهربان با پدر و مادر
کسانی که با پدر و مادر مهربان باشند و به آنان احترام بگذارند.
  • پادشاه عادل
که از روی عدالت با مردم رفتار کند و مردم در سایه او در آسایش باشند.
  • روزه داران بخشنده
روزه دارانی که مقداری از مال خود را به درماندگان می‌بخشند، مانند این است که مرا پاره پاره کرده و در آتش انداخته باشند.
  • همنشین صالحان
کسانی که رفت و آمد، نشست و برخاست، گفت و شنود و خورد و خوراک و خواب آنان با صالحان و پرهیزکاران است.

گریه شیطان

علاوه بر این مواردی که شیطان را آزار داده و ناراحت می‌کند برخی کارها نیز در طول زندگی آدم علیه السلام و فرزندانش و در طول تاریخ، ابلیس را چنان آزار داده که باعث ناله وزاری ابلیس شده و حتی او را به گریه واداشته است که در زیر به برخی از آن موارد اشاره می‌کنیم:
1- وقتی حضرت آدم توبه کرد و خدا توبه‌اش را پذیرفت شیطان ملعون چنان از سوز دل ناله کرد که ملائکه آسمان و زمین را متوجه کرد و همه او را لعنت کردند.
2- روزی که حضرت یوسف از دست زلیخا گریخت، شیطان از سوز دل ناله‌ای کرد که ملائکه صدای او را شنیدند و لعنتش کردند.
3- در غدیر خم، وقتی پیامبر صلی الله لیه و آله، امام علی علیه السلام را به خلافت منصوب کرد و فرمود: "من کنتُ مولاهُ فعلیٌّ مولاه" ، شیطان از دل پر دردش ناله‌ای کشید و گفت: از این پس چه کنم و چاره ام چیست؟ اولادش را جمع کرد و گفت: تا می‌توانید مردم را به شک اندازید، محبت، ولایت و دوستی علی علیه السلام را چنان بر مردم متشبه کنید که او را به خدایی بارو کنند و از غلو به جهنم بروند و عده‌ای از راه و روش او برگردند و جهنمی شوند.
4- روز عاشورا بسیار زحمت کشید تا زمینه‌ای فراهم کرد که همه لشکر عمر سعد، علیه امام حسین علیه السلام شوریدند و او را به شهادت رساندند. آنگاه همه شیاطین، روی زمین پخش شدند و با شادی و خوانندگی ابراز خرسندی کردند. شیطان می‌گفت: عجب خلق خدا را گمراه کردم و به مقصودم رسیدم. پس از اینکه شیطان از ثواب و مقام و منزلت پیروان و زیارت کنندگان امام حسین علیه السلام آگاه شد از کرده خود پشیمان شده و از روی حسرت نعره‌ای کشیده که همه ملائکه لعنتش کردند. گفت: واویلا، قضیه بر عکس شد و مردم بیشتری داخل بهشت شدند.
5- وقتی که پیامبر صلی الله لیه و آله، به پیامبری مبعوث شد و مردم را از نادانی، گمراهی و جهنم نجات داد و به سوی بهشت رهنمون شد، ابلیس ناله کرد و فریاد کشید.
6- وقتی سوره مبارکه "حمد" نازل شد، ابلیس فریاد زد و ناله کرد، چون می‌گفت: این سوره سبب آمرزش گناهان اولاد آدم می‌شود.
7- امام صادق علیه السلام فرمودند: وقتی انسان در برابر خدا سجده کند و آن را طول دهد، شیطان از ناراحتی فریادش بلند می‌شود و به کناری رفته و شروع به گریه می‌کند و می‌گوید: وای بر من، این بنده خدا چگونه او را اطاعت می‌کند و در مقابل او به خاک می‌افتد، در حالی که من او را معصیت نمودم و به آدم سجده نکردم.
8- دیدار با مومن: دید و بازید مومنان از یکدیگر شیطان را چنان ناراحت می‌کند که به صورت خود زده و دست و پای خود را زخمی می‌کند.
9- صدقه دادن
روزی پیامبر صلی اله علیه و آله از شیطان پرسید: ای ملعون! چرا مانع از صدقه دادن می‌شوی؟ عرض کرد: یا رسول الله! اگر ارّه‌ای بر سر من بگذراند و مانند درخت و چوب سرم را ارّه کنند، برای من راحتتر از صدقه دادن اشخاص است. آن حضرت پرسیدند: چرا صدقه چنان ناراحتت می‌کند.
در جواب گفت: در صدقه دادن پنج خصلت است:
  • مال را زیاد می‌کند
  • مریضان را شفا می‌دهد.
  • بلاها را دفع می‌کند.
  • صدقه دهندگان، به سرعت برق از پل صراط می‌گذرند.
  • بدون حساب داخل بهشت می‌شوند و برای ایشان عذابی نیست. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: خدا عذابت را زیاد کند.

نتجه بحث

شیطان به عنوان دشمن دیرینه و پرکینه، از انجام هر عمل صالح و شایسته‌ای که منجر به سعادت افراد شود ناراحت و محزون می‌شود. پس مبارزه با شیطان جزء آسانترین کارهاست و کافیست برای مبارزه با او فقط کارهای انسانی و دینی خود را انجام دهیم تا بدین وسیله به خدای تعالی و به کمال خویش نزدیکتر شویم.

منابع

  1. صالحی حاجی آبادی، شیطان در کمینگاه.
  2. شیخ عباس قمی، سفینة البحار،
  3. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار.
  4. کریم برزگر، شیطان شناسی.




نویسنده :panix
تاریخ:یکشنبه 4 دی 1390-09:47 ق.ظ

مسافر

سلام دوستان خوبم

چند روز که نبودم رفته بودم مشهد جاتون خالی خیلی خوب بود

 

تو قرص ماهی و من کودکی که می خواهم به قدر کاسه ای ...

ماه بردارم

.

.

 

اومدم تا ببینم لحظه ی عاشق شدنمو

به دلم افتاده بود صدا زدی آقا منو

دل تنهامو آووردم با یه دنیا دلخوشی

کمتر از آهو نیستم که ضامنم بشی

.

زندگی پنجره ای است رو به آفاق بلند

باز کن پنجره را باز کن پنجره را...

 





نویسنده :panix
تاریخ:پنجشنبه 24 آذر 1390-12:50 ب.ظ

حضرت مهدی ارواحنا له الفداء



زمان و مکان ولادت

زمان و مکان تولد:
حضرت مهدی علیه السلام فرزند امام حسن عسگری علیه السلام و نرجس خاتون در طلوع فجر روز جمعه نیمه شعبان سال 255ه . ق در شهر سامراء دیده به جهان گشود. سالروز ولادت آن امام از فضیلتی بسیار برخوردار است .

مادر امام

مادر حضرت مهدی علیه السلام، دختر یشوعا فرزند قیصر روم بود؛ نام اصلی آن بانو ملیکه است که پس از ازدواج با امام حسن عسگری علیه السلام به نام‌های دیگری مشهور شد؛ مشهورترین آنها عبارتند از نرجس، ریحانه، صقیل، سوسن و حکیمه، که در این میان« نرجس» از همه مشهورتر است.

در برخی از احادیث از نرجس خاتون با عنوان بهترین کنیزان یاد شده است. وی شدیدا مورد علاقه‌ی جدش، قیصر روم، بود. در دوران کودکی، زیر نظر اساتید و معلمان خبره، آداب و رسوم اقوام گوناگون و از جمله زبان عربی را آموخت؛ به‌گونه‌ای که بر این زبان تسلط کامل یافت.

به‌هم خوردن مراسم ازدواج نرجس

سیزده ساله بود که جدش ـ قیصر روم ـ مراسم بسیار مجلل و باشکوهی ترتیب داد، تا او را به عقد برادرزاده اش در آورد؛ ولی بر اثر حادثه‌ای شگفت‌آور، تخت برادر زاده‌اش سرنگون شد و او در دم جان سپرد. پس از او بار دیگر مراسم مشابهی ترتیب یافت تا ملیکه به عقد ازدواج برادرزاده دیگر قیصر در آید، ولی او نیز به سرنوشت برادر خود دچار شد.

در همان شب، ملیکه در عالم رویا توسط رسول گرامی اسلام به عقد ازدواج امام حسن عسگری علیه السلام درآمد. از آن پس عشق و علاقه به امام حسن عسگری آن‌چنان در قلب ملیکه جای گرفت که او را از غذا و خوراک بازداشت. روز به روز حالش به ضعف و وخامت گرایید به‌طوری که پزشکان از بهبودی‌اش قطع امید کردند. ملیکه همچنان در آتش فراق و جدایی امام حسن عسگری می‌سوخت تا اینکه شبی در عالم رویا به دست مبارک حضرت زهرا مسلمان گردید و از آن پس شبی نگذشت مگر اینکه امام حسن عسگری را درخواب زیارت می‌کرد.

img/daneshnameh_up/7/77/mahdi4.jpg


سرانجام بر اساس دستور امام حسن عسگری به صورت ناشناس به جمع اسرای روم پیوست و از سوی امام هادی توسط بشر بن سلیمان خریداری شد و به سامرا منتقل گردید. امام هادی، نرجس خاتون را به خواهرش حکیمه واگذار کرد تا احکام دینی را به او آموزش دهد.

در اواخر عمر شریف امام هادی، امام حسن عسگری با نرجس ازدواج کرد و در سال 255 یا 256 حضرت امام مهدی متولد گردید. نرجس خاتون پس از ولادت آن حضرت، به دلیل حمله جعفر کذّاب به خانه امام حسن عسگری، از خدا خواست پس از شوهرش زنده نباشد و به همین جهت در حدود سال های 256 تا 260 دارفانی را وداع گفت.

ازدواج نرجس خاتون با امام عسکری علیه السلام

نرجس خاتون در خانه حکیمه، دختر امام جواد علیه السلام، به‌سر می‌برد تا اینکه روزی امام حسن عسگری به خانه عمه خود رفت و نرجس خاتون توجه امام را به خود جلب کرد.

حکیمه به امام حسن عرض کرد اگر تمایل دارد، نرجس را به ازدواجش در بیاورد. امام پاسخ فرمود: « از این در شگفتم که به زودی فرزند بزرگواری از او متولد خواهد شد که خداوند به‌وسیله او زمین را از عدل و داد پر می‌کند، همان‌گونه که از جور و ستم پر شده است.» حکیمه پرسید: « آیا نرجس را به حضورتان روانه کنم؟» و امام آن را مشروط به اجازه پدرش کرد.

حکیمه در همان لحظه برای کسب اجازه ازدواج امام حسن و نرجس خاتون به حضور برادرش امام هادی شرفیاب شد، ولی پیش از آنکه سخنی بر زبان بیاورد، امام علیه السلام فرمود: «نرجس را نزد فرزندم ابومحمد بفرست.»

مراسم ازدواج امام حسن عسکری و نرجس خاتون را در خانه حکیمه برگزار شد و آنها پس از چند روز به خانه امام هادی رفتند.

مخفی بودن حمل

دوران بارداری نرجس خاتون همانند بارداری مادر موسی علیه السلام مخفی بود و کسی از آن آگاهی نداشت، چرا که دشمنان مترصد بودند آن حضرت را به قتل برسانند.
img/daneshnameh_up/7/79/mahdi9.jpg

کیفیت ولادت

شب پانزدهم شعبان سال 255 هجری قمری، حکیمه به خانه امام حسن عسکری علیه‌السلام رفته بود. نزدیک غروب آفتاب تصمیم گرفت برگردد که امام حسن به او فرمود شب را در همان جا بماند چرا که قرار است مهدی علیه السلام متولد گردد.

حکیمه و نرجس خاتون آن شب با هم نماز خواندند، افطار کردند و آنگاه به رختخواب رفتند. پس از مدتی، حکیمه برای ادای نماز شب آماده شد ولی اثری از وضع حمل در نرجس خاتون مشاهده نکرد. سپس نرجس نیز از خواب بیدار شد و مشغول نماز شب گردید.

حکیمه همچنان در اضطراب به‌سر می برد و منتظر وعده خدا بود. کم‌کم نزدیک بود که شک و تردید او را فرا گیرد، که امام حسن عسکری او را باز داشت. نرجس خاتون در نماز وتر بود که حالش دگرگون شد. حکیمه می‌گوید: « در این حال پرده‌ای میان من و او مانع شد که دیگر نرجس را ندیدم. طولی نکشید که حجاب برطرف گردید و نرجس خاتون را دیدم که نوری از او می درخشید. آن نور به‌قدری شدید بود که جایی را نمی‌توانستم ببینم.

در آن حال کودکی را دیدم که صورت و زانوهایش را بر زمین نهاده، دو انگشت سبابه را به سوی آسمان بلند کرده و سخن می گوید: « شهادت می‌دهم که هیچ معبودی جز خدای یگانه نیست، تنهاست و شریکی ندارد؛ و شهادت می‌دهم که جدم رسول صلی الله علیه و آله و سلم خداست و پدرم امیر مومنان است.» آنگاه یکایک امامان را نام برد تا به نام خودش رسید. پس فرمود:« خدایا وعده‌ات را درباره من به انجام رسان. کار مرا به پایان برسان. گام‌هایم را محکم گردان و زمین را به وسیله من از عدل وداد پر کن.»

آداب پس از ولادت

امام حسن عسکری برای فرزندش گوسفندان زیادی عقیقه کرد و شیعیان را اطعام نمود.

مخفی نگه‌داشتن ولادت حضرت مهدی «علیه السلام) از همان آغاز رعایت می‌شد و جز شیعیان خاص و افراد معدودی از ولادت او باخبر نمی‌شدند؛ چرا که در صورت آگاهی دشمنان از ولادت آن حضرت، آنها درصدد کشتن او بر می‌آمدند.

اسامی

امام زمان علیه‌السلام نام‌های گوناگونی دارد که بسیاری از آنها لقب‌هایی است که از جهت خصوصیات و صفات مختلف، به او داده‌اند.

حضرت مهدی (علیه السلام) از آغاز ولادت دشمنان فراوانی داشت که همواره در پی یافتن و کشتن آن حضرت بودند. به همین جهت آن حضرت پیوسته در اختفا و غیبت به‌سر می‌برده و در احادیث پیشوایان معصوم علیهم السلام و در میان شیعیان، از نام اصلی آن حضرت، کمتر استفاده می‌شده است.
برخی از نام‌های آن امام عبارتند از:

محمد: نام اصلی امام زمان محمد است. در بسیاری از احادیث، آن حضرت همنام و هم‌کنیه رسول بزرگوار اسلام معرفی گردیده است. با این حال در تعدادی از احادیث، بردن این نام ممنوع شمرده شده است و حتی در پاره‌ای از احادیث، کسی که آن حضرت را به این نام یاد کند، کافر و ملعون دانسته شده است. دلیل این حکم از سوی پیشوایان معصوم علیه السلام، مسایل امنیتی و حفظ جان آن حضرت از دست دشمنانش بیان شده است.

مهدی: مهدی در لغت به معنی هدایت‌شده و راه‌یافته است. دلیل نامیده‌شدن امام زمان علیه السلام به مهدی راهنمایی و هدایت‌یافتگی به امور مخفی و پنهان بیان شده است.

3- قائم: از آنجا که حضرت مهدی به‌حق قیام می‌کند و حق را بر پا می‌دارد، در احادیث پیشوایان معصوم قائم به حق نامیده شده است.
img/daneshnameh_up/c/cc/bg.jpg
منتظر: منتظر به معنای کسی که در انتظارش به‌سر می‌برند. از آنجا که حضرت مهدی برای مدت بسیار طولانی در غیبت به‌سر می‌برد و در این مدت شیعیان مخلص، منتظر او هستند تا با ظهور خود جهان را از عدل وداد پرکند، آن حضرت منتظر نامیده شده است.

5- احمد

6- محمود

مومل «آرزو داشته شده)

8- خلف

9- الحجه من آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم

10ـ منصور

11- عبدالله

12ـ خلف صالح

13- صاحب الزمان

14ـ خلیفه الله

15ـ بقیه الله.

حضرت مهدی علیه السلام کنیه‌هایی نیز دارند که عبارتند از : ابوالقاسم، ابوعبدالله و ابوجعفر.

دوران کودکی

چنانچه گفته شد، حضرت مهدی علیه السلام از همان آغاز ولادت و دوران کودکی ـ بلکه پیش از ولادت ـ در خفا به‌سر می‌برد و جز تعداد کمی از شیعیان و یاران خاص پدرش، کسی موفق به دیدار و ملاقات با او نمی‌شد. از این‌‌رو از حوادث دوران کودکی آن حضرت اطلاعات زیادی در دست نیست.

در اینجا به برخی از حوادث دوران کودکی امام اشاره می کنیم:

حضرت مهدی علیه السلام در روز اول ولادت: حکیمه در موارد متعدد به دیدار و زیارت امام می‌رفت. او در همان روز نخست ولادت امام برای عرض تبریک به خانه‌ی برادرزاده اش امام حسن عسکری رفت؛ ولی با کمال تعجب، حضرت مهدی را در جای خودش ندید.

وقتی از امام حسن عسکری پرسید، آن حضرت فرمود:« او را به کسی سپردیم که مادر موسی فرزندش را به او سپرد.»

روز سوم ولادت: حکیمه روز سوم ولادت حضرت مهدی نیز برای دیدار امام به آنجا رفت. در این دیدار، حضرت مهدی علیه السلام را در آغوش گرفت و بوسید. امام حسن عسکری از حکیمه خواست فرزندش را نزد او ببرد.

هنگامی که حکیمه، حضرت مهدی علیه السلام را به پدر داد، امام حسن فرمود: « فرزندم سخن بگو!» و حضرت مهدی لب به سخن گشود و گفت: « اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم الارض و نری فی الارض و نری فرعون و هامان و جنود هما منهم ما کانوا یحذرون»؛ « پناه می برم به خدا از شیطان رانده‌شده، به نام خداوند بخشایشگر مهربان. و ما اراده کردیم بر کسانی که در زمین ضعیف شده‌اند، منت گذاریم و آنان را پیشوایان قرار دهیم و وارثان (زمین) قرار دهیم و آنان را در زمین قدرت دهیم و به فرعون و هامان و سپاهیانشان از سوی آنان چیزی نشان دهیم که آنها را به ترس وا دارد»

سپس بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و حضرت علی علیه السلام و همه امامان درود فرستاد تا به نام پدرش رسید و پس از ذکر نام پدرش ساکت شد.

همچنین در روز سوم ولادت حضرت مهدی، پدرش اصحاب خود را جمع کرد، حضرت مهدی را به آنها نشان داد وفرمود: « پس از من این کودک، امام شما و جانشین من است. او همان کسی است که گردن‌ها در انتظارش کشیده می‌شود و آنگاه که ظلم و جور پر شود، قیام می‌کند و دنیا را از عدل وداد پر می‌نماید. »

روز هفتم ولادت نیز حکیمه به دیدار آن امام رفت و ماجرای این دیدار شبیه دیدار روز سوم است.

روز دهم ولادت: در این روز خادمی به نام نسیم، در حضور حضرت مهدی عطسه کرد.

امام به سخن درآمد و فرمود: « خداوند تو را رحمت کند. (یرحمک الله.)» نسیم از این سخن خوشحال شد. آنگاه امام فرمود: « به تو بشارت می‌دهم که عطسه، سه روز ایمنی از مرگ را در پی دارد.»

چهل روزگی: حکیمه می‌گوید: « چهل روز پس از تولد حضرت مهدی علیه السلام به خانه امام حسن عسکری رفتم. مولایم امام زمان را مشاهده کردم که در خانه راه می رود و کسی را ندیدم که فصیح‌تر از او سخن بگوید.»


حکیمه گوید: « پس از آن از ابومحمد علیه السلام سراغ امام زمان را می گرفتم و او در پاسخ می فرمود: « او را به کسی سپردیم که مادر موسی علیه السلام فرزندش را به او سپرد»

ویژگی های آن حضرت

امام زمان دارای ویژگیهایی است که از یک جهت به همه انبیاء و اولیاء شباهت دارد ولی از جهت دیگر با تمام آنان تفاوت دارد.

قیام آن حضرت

قیام آن حضرت که آرزوی تمام شیعیان و مظلومان تمام جهان است دارای ویژگیهایی است که در روایات ائمه معصومین به آنها اشاراتی شده است و همچنین در قبال آن حضرت و قیام جهانی وی وظایفی برای شیعیان و موالیان حضرت آورده شده است.





نویسنده :panix
تاریخ:چهارشنبه 16 آذر 1390-11:35 ق.ظ

حدیثی درباب آفرینش انسان(ترکیبی از عقل و شهوت)

در حدیثی که شیعه و سنی روایت کرده‌اند و در شیعه در کتاب اصول کافی آمده است که:



اِنًّ الله َتَعالی خَلَقَ المَلائکة وَ رَکَبَ فیهِِمُ العَقلَ وَ خَلَقَ البَهائِمَ وَ رَکَبَ فیهِمُ الشَّهوَةَوَ خَلَقَ الاِنسانَ وَ رَکَبَ فیهِ العَقلَ وَ الشَّهوة .


خداوند متعال فرشته را آفرید و او را از عقل محض ساخت و حیوان را آفرید و او را از شهوت محض ساخت و انسان را آفرید و در انسان این دو رایعنی سرشت فرشته و سرشت حیوان را با یکدیگر ترکیب کرد و از او انسان آفریده شد.




این ترکیب انسان به تعبیر حدیث از جنبه فرشته‌ای و جنبه حیوانی، قهراً در انسان دو گرایش متضاد به وجود آورده، گرایشی رو به بالا و گرایشی رو به پائین، گرایشی آسمانی و گرایشی زمینی، آنگاه خدا به انسان عقل و اراده داده است و او را در میان این دو راه مختار کرده است.

منبع : کتاب فطرت
نویسنده : شهید مرتضی مطهری
صفحه :106






نویسنده :panix
تاریخ:سه شنبه 8 آذر 1390-11:32 ق.ظ

تحول عالم پس از شهادت امام حسین(ع)

پس از شهادت امام حسین علیه السلام سپاه کوفه تکبیر گفتند: زمین به سختی لرزید و شرق و غرب تاریک شد. مردم را زلزله و برق فرو گرفت و آسمان خون بارید و هاتفی از آسمان ندا کرد: به خدا سوگند امام، فرزند امام و برادر امام و پدر امامان، حسین بن علی کشته شد. (1)

راوی گفت: در آن وقت غبار شدید همراه با تاریکی و طوفان سرخی که امکان دیدن نمی گذاشت آسمان را فرا گرفت که آن گروه گمان کردند عذاب بر آنها نازل گردیده است و ساعتها ادامه داشت. (2)

امام صادق علیه السلام به زراره فرمود: ای زراره! آسمان چهل روز بر حسین علیه السلام خون گریست و زمین چهل روز به سیاهی گریست و خورشید تا چهل روز به گرفتگی و سرخی گریست و. . (3)

خلاد می گوید: بعد از شهادت حسین (علیه السلام) تا مدتی خورشید چون طلوع می کرد بر دیوارها و ساختمانها صبح و عصر آثار سرخی به چشم می خورد و مردم هر سنگی را بر می داشتند زیر آن خون تازه بود. (4)

منابع:

  • قصه کربلا، ص 376.
  • 1ـ ذریعة النجاة، ص 147.
  • 2ـ اللهوف، ص 53.
  • 3ـ بحارالانوار، ج 45، ص 206.
  • 4ـ مختصر تاریخ ابن عساکر، ج 7، ص 149.





نویسنده :panix
تاریخ:سه شنبه 8 آذر 1390-11:16 ق.ظ

وداع

چون کار در روز عاشورا بر حضرت حسین علیه السلام سخت شد و تنهای تنها ماند نگاهی به خیمه های خالی برادرانش انداخت . سپس به سراغ خیمه های بنی عقیل رفت، آن را هم خالی یافت، و بعد به سوی خیمه های اصحابش رفت و احدی از آنان را در آن نیافت و در حالی که می فرمود: «لا حول وَ لا قُوه الا بالله العلی العظیم » به سراغ خیمه فرزندش زین العابدین علیه السلام آمد و او را دید که بر روی قطعه ای از پوست به پشت خوابیده است، زینب علیها سلام به پرستاری او مشغول است.

img/daneshnameh_up/5/59/h13.jpg


چونکه حضرت علی بن الحسین علیه السلام به پدر نگریست خواست به پا خیزد، ولی به خاطر شدت مرض نتوانست و لذا به عمه اش فرمود: «من را به سینه خود تکیه بده چرا که این پسر رسول خداست که می آید، از این رو حضرت زینب پشت سر ایشان نشست و او را به سینه گرفت و حضرت حسین علیه السلام شروع کرد به پرسیدن احوال او و ایشان مرتب حمد خداوند را به جای می آورد، پس عرض کرد: پدرجان امروز با این منافقین چه کردی؟ »

حضرت حسین علیه السلام فرمود: ای پسرم، شیطان بر آنان مسلط شد،آنان خدا فراموش نمودند و آتش جنگ بین ما و ایشان که خدا لعنتشان کند شعله ور شد، تا اینکه زمین از خون ما و ایشان لبریز گردید.

حضرت علی بن الحسین - علیه السلام- عرض کرد: عمویم عباس کجاست؟ پس چونکه از عمویش پرسید گریه راه گلوی حضرت زینب را بند آورد و شروع کرد به نگاه کردن به برادرش که چگونه پاسخ ایشان را می دهد چرا که او را به شهادت عمویش عباس خبر نداده بود، زیرا می ترسید مرضش شدید تر شود.

پس حضرت حسین علیه السلام فرمود: ای پسرم، عمویت کشته شد و در کنار فرات دستانش را قطع کردند. » پس علی بن الحسین گریه شدیدی نمود تا از حال رفت و چونکه بحال آمد باز از یک یک عموها می پرسید و امام حسین علیه السلام پاسخ می دادند: «که کشته شد »

حضرت پرسید: برادرم علی کجاست و حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه و زهیر بن قین؟

امام حسین علیه السلام فرمودند:ای پسرم، بدان که در خیمه ها جز من و تو مرد زنده ای وجود ندارد و اینها که از آنان سئوال می کنی همگی کشته شده و پیکر آنان روی زمین افتاده است. » در این هنگام علی بن الحسین علیه السلام در حالی که به شدت می گریست به عمه اش فرمود: ای عمه جان شمشیر و عصا برایم بیاورید.

پدرش به او فرمود: «با آنها چه می کنی؟ » جواب داد:می خواهم با تکیه بر عصا به میدان جنگ بروم و از فرزند رسول خدا دفاع کنم ،چرا که بعد از او خیری در زندگی نیست.

img/daneshnameh_up/5/5f/h8.jpg


حضرت امام حسین علیه السلام او را از این کار منع نمود و او را به سینه خود چسبانید و به او فرمود: ای پسرم، تو پاک ترین فرزندان و با فضیلت ترین عترت من تو هستی ، تو جانشین من می باشی برای سرپرستی اطفال و زنان چرا که آنان غریبانی هستند که آنان را ذلّت و یتیمی و بد گوئی دشمنان و ناگواری روزگار احاطه کرده. هر گاه صدای آنها به گریه بلندشد آنان را ساکت کن، و اگر وحشت کردند آنان رادلداری ده، و پریشانی آنها را با کلام نرم آرامش بخش خود آرام نما،. چرا که از مردانشان جز تو کسی نمانده است که به او انس بگیرند و ناراحتی وغم و غصه خود را به او بگویند.

سپس حضرت امام حسین -علیه السلام- حضرت سجاد -علیه السلام- را به دست خود محکم گرفتند و به بالاترین صدایشان فریاد بر آوردند که «ای زینب، و ای ام کلثوم و ای سکینه و ای رقیّه و ای فاطمه، سخن مرا بشنوید و بدانید این فرزند من جانشین و خلیفه من بر شماست و او «مفترض الطاعه »و اطاعتش واجب است .

سپس به فرزندش فرمود: ای فرزندم، سلام مرا به شیعیانم برسان و به آنان بگو: پدرم غریبانه از دنیا رفت، پس برای او گریه کنید و او شهید گشت.

البته در سند دیگر که در بحار الانوار نقل شده است چنین آمده که: هنگامیکه حضرت حسین علیه السلام به چپ و راست نگاه کرد و کسی از اصحابش ندید، علی بن الحسین زین العابدین علیه السلام خارج شد و از شدت بیماری قدرت نداشت شمشیر خود را حمل کند و ام کلثوم از پشت سر او را صدا زد: فرزندم برگرد.

حضرت هم می فرمود: «عمه جان، مرا بگذار تا در جلوی فرزند رسول خدا جنگ کنم. » بدان حال امام حسین علیه السلام فرمودند: ای ام کلثوم، او را بگیر تا زمین از نسل آل محمد صلی الله علیه و آله خالی نماند. »

منابع:

الدمحه الساکیه،جلد 4، ص 351،

معالی السبطین،جلد 2،صفحه 22،

ذریه النجاه، ص 139،

بحارالانوار،جلد 45،ص 46،





نویسنده :panix
تاریخ:شنبه 5 آذر 1390-10:37 ق.ظ

محرم


محرم نخستین ماه از ماه‌های دوازده گانه قمری و یکی از ماه‌های حرام است که در دوران جاهلیت و نیز در اسلام، جنگ در آن تحریم شده بود.
شب و روز اول محرم به عنوان اول سال قمری دارای نماز و آداب خاصی است که در کتاب شریف مفاتیح الجنان بیان شده است.

محرم، ماه حزن و اندوه و عزاداری شیعیان در شهادت حضرت امام حسین علیه السلام است.
حوادث و وقایع فراوانی در ماه محرم رخ داده است که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شویم:

غزوه ذات الرقاع، فتح خیبر، ازدواج حضرت زهرا، ورود امیر مؤمنان علی علیه السلام، حادثه خونین کربلا - تاسوعا و عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام و اسارت خاندان امام به کوفه و شام.

همچنین نقل است که به خلافت رسیدن عثمان، قتل محمد امین برادر مأمون عباسی، قتل جعفر برمکی و انقراض آل برمک و دولت برامکه، واقعه هولاکو و مستعصم و انقراض دولت بنی عباس در این ماه بوده است.

عروج حضرت ادریس به آسمان، استجابت دعای حضرت زکریا علیه السلام، عبور حضرت موسی علیه السلام از دریا و غرق شدن فرعونیان در نیل و عذاب اصحاب فیل نیز در ماه محرم رخ داده است.

منابع:
هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 53؛ مفاتیح الجنان، ص 521 img/daneshnameh_up/1/10/h19.jpg



 






نویسنده :panix
تاریخ:سه شنبه 1 آذر 1390-12:04 ب.ظ

عکس

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری هفتم www.pichak.net كلیك كنید


برای دیدن عکسهای بیشتر روی ادامه مطلب کلیک کنید






ادامه مطلب



نویسنده :panix
تاریخ:چهارشنبه 25 آبان 1390-06:33 ب.ظ

تشکر از خدا

فرشته بیکار
 روزی مردی خواب دید به عالم فرشتگان رفته است. در هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که مشغول باز کردن چیزهایی هستند که با پیک از زمین می آیند. او جلو رفت و پرسید: شما دارید چه کار می کنید؟ یکی از فرشته ها گفت: این جا بخش دریافت است. این جا ما دعاها و تقاضاهای مردم از خدا را دریافت می کنیم. مرد کمی جلوتر رفت و دوباره دسته بزرگی از فرشتگان را دید که چیز هایی را بسته بندی و به پیک ها تحویل می دهند. او پرسید:شما دارید چه کار می کنید؟ یکی از فرشتگان گفت: این جا بخش ارسال است. ما چیزهایی که مردم تقاضا کرده اند برای آن ها می فرستیم. مرد کمی جلوتر رفت و فرشته تنهایی را دید که بیکار نشسته. او پرسید: چرا شما بیکارید؟ فرشته گفت: کار من این است که تشکرهای مردم را پس بگیرم. وقتی چیزهایی که مردم نیاز داشتند به آن ها رسیده، باید خدا را شکر کنند. ولی افراد معدودی این کار را می کنند. مرد پرسید: مردم چگونه باید خدا را شکر کنند؟ فرشته جواب داد: خیلی ساده، فقط کافیست بگویند خدایا شکر!




نویسنده :panix
تاریخ:چهارشنبه 25 آبان 1390-06:11 ب.ظ

خدایا

مرا زین خودپرستی ها رها کن

چنان اندیشه ای بر من عطا کن

که  تقدیری  که از  آن   ناگزیرم

توانم  جبر  و  قهرش  را  پذیرم

و با عزمی  چنان  پیگیر  باشم

که  ناتقدیر  را   تغییر   بخشم





نویسنده :panix
تاریخ:دوشنبه 9 آبان 1390-12:32 ب.ظ

مطلب رمز دار : صداقت

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.





نویسنده :panix
تاریخ:پنجشنبه 5 آبان 1390-08:19 ق.ظ

دل تنگی

گاه گاهی دلم تنگ می شود

دلم برای نیایش

دلم برای نماز

دلم برای سجاده ام

دلم برای بلند کردن دست های نیاز

تنگ می شود

دلم برای امید

دلم برای تردید

دلم برای آرامش

دلم برای خدا

تنگ می شود

دلم برای او که تنها آرامش بخش دل است

دلم برای قدرت مطلق

دلم برای خوبی مطلق

دلم برای حکیم مطلق

دلم برای...

تنگ می شود





نویسنده :panix
تاریخ:سه شنبه 3 آبان 1390-11:18 ق.ظ

جملات کوتاه اما زیبا

رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد ،اما حتمی است.

 

مشکلات فرصت هایی هستند که به شما داده شده اند تا بتوانید جوهر وجود

خود را بروز دهید و حداکثر تلاش خود را بکنید.

 

راز بزرگ زندگی در شکیبایی است و نباید به خاطر یک آینده ی مبهم زمان حال

را بر خود تلخ نمود.

 

اگر سازنده ی قفس معنای پرواز را می دانست،از کارش دست می کشید.

 

به خاطر داشته باشید که زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند.

 

این همه خود را تحقیر نکنید خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت.

 

بخندیم اما سرمایه خنده ی ما ،گریه دیگران نباشد.استاد محمد تقی جعفری

 

تو را به دادگاه خواهند کشید،شاید به حبس ابد محکوم شوی جزئیات جنایتت

معلوم نیست اما اثر انگشتت را روی قلبی شکسته یافته اند!!!

 

برای انسان های بزرگ بن بستی وجود ندارد چون به این باورند که: یا راهی

خواهند یافت یا راهی خواهند ساخت.

 








  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  

دریافت کد بارش ستاره از بالای وبلاگ

http://www.20Tools.com/-ابزار و قالب وبلاگبیست تولز-بیست تولز-کد بارش ستاره از وبلاگ
Digital Clock - Status Bar

مرجع وبلاگ نویسان جوان

>

كد جلوگیری از راست كلیك موس